شنبه29تیر 1392
سلام عزیزم. امروز صبح با بد اخلاقی رفتی کلاست.منم چون قول شیر بهت داده بودم رفتم و برات شیر خریدم و دم در به خاله تحویل دادم. از وقتی ماه رمضون اومده همه برنامه هامون بهم ریخته ست. دیشب نیمه های شب از خواب بیدار شدم دیدم با شلوار جین خوابیدی. منو بگی از تنت در اوردم و لباس راحتی تنت کردم. کمی بعد از خواب بیدار شدی و با عصبانیت بهم گفتی: پس شلوارم کو. با شلوارم چی کار کردی؟ یه ...






